|

قلم دیگر یاری نوشتن را ندارد نمی دانم چرا .از روزهای تلخ گرفته تا ارزو روزهای خوش از تلخیها گرفته تا سراب زندگی.این همه انسان دراین کره خاکی همه به دنبال زندگی بهتر و روز به روز نارضی وبه دست خود این جهان زیبا را به جهنم تبدیل کردن.خودخواهیهای بیش ازاندازه صاحبان قدرت راه گشای این زندگی وجهان پرازدرد ورنج شده است .چرا هم وطنم که خود صاحب سرزمین و زبان وعقیده ای است همه و همه چیزدارند اما ازحاکمان شکست خورده ایم و اوره سرزمینهای ناخواسته گشتیم این را نشان می دهد که کسی از خوشی ورفاع اوره نمی شود وسرزمینی را که خانه وکاشانه اش است وهزاران خاطره از ان دارد بی مهابا ترک نمی کندوبه سرزمینی بیاید که قرنهاست که قفس شده برای انسانها که از درد ورنج بگریزندد وبه این غربت سرا پناه بیاورند. این نوشته هرچند بایددر زمان خود نگاشته می شود اما وقت یاری نکرد وامیدوارم درحد ان عزیزان ازدست رفته مان باشد . دروبسایت یارسان رسانه جنوب به خبری برخوردم که شک عظیم درمن ایجاد نمود که دل هرانسان ازاده رابه دردمی اورد ونشان ازدردورنج مردمان سرزمین مادریم رامی داد هفت انسان که همه انها مانند ما ارزوی ازادی وروز خوش را داشتند راهی را انتخاب نمودند که دراین زمان سخت ودشوار بودوقتی خودرادرجای انها میگذارم میفهمم که چه دقایق وحشتناکی دران دریا با موجها خشن ووحشتناک نفسم می گیرد وبه خود و زندگی لعنت می فرستم .که چرا فرزندان وطنم یک به یک فدا شوند این داستان ادامه دارد وبرایم درد اور شده است هروقت می شنوم گلی ازدیار وطنم پرپرمی شود گویی دراسمان خیالم ستاره خاموش می شود . حاکمان به تنها بازمانده ادیان ایران زمین یارسان وملتش خاطره خوشی ندارند انها قسم خوردگان تاریخن .درطول تاریخ به هزاران بهانه به ملتمان یارسان حمله ورشده اند اینان چنگیزخانهای زمانن که حتی لحظه ای چشم دیدن جمال و رخسار یاران را ندارند وباازدست دادن هریاری شوقی در انها جاری می شود . باردیگر بایاران هم پیمان خواهم شد .ای هفت سوار شما را با بهترین وخوشبوترین گلهای جهان که کمترین ارزش در حدورخسارعزیزتان است وبابهترین درودههاوزیباترین کلمات که درحد قلم است نثارجان پاک ومعطر شما میکنم .گویی شما دراین داستان زندگی نفرت بارراحت واسوده شدین شما مقدس وباطراوتین شماعاشقان راه ازادی بودین نامتان برای همیشه درتاریخ یاران حک خواهدشد شما پیام اور دردورنج ملتمان یارسان بودین .چه خوش بودکه درکنارمان بودین و از دیارمان وصفای جمخانه برایمان میدگفتین جه خوش بود که درکنار شما بودم وازاین هجرت اجباری وان موجهای خروشان که گوی به فرمان چنگیزخان به حرکت درامده بودند تعریف می کردین .
یادتان گرامی باد
علی ئیلامی بلژیک
|